سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
301
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
با عثمان . . . از قبيل شكر رنجها است كه اخوان واقران را با هم مىباشد بي آنكه منكر خلافت عثمان . . . يا عدم لياقت أو را معتقد باشد . سلمة بن شقيق - كه از اخصّ ياران ابن مسعود بود - گفته است كه : دخلت على ابن مسعود . . . في مرضه الذي توفّي فيه ، وعنده قوم يذكرون عثمان ، فقال لهم : مهلا ، فإنكم إن تقتلوه لا تصيبون مثله ! بالجملة ; اين چيزها در عالم سياست ملكي كثير الوقوع مىباشد ، اگر اين أمور ( 1 ) در مطاعن شمرده شود ، دايره بر شيعه تنگ تر خواهد شد ، وچه خواهند گفت در هجران حضرت أمير برادر عيني خود را عقيل بن أبي طالب عطاى أو را آنقدر ناقص فرمود كه - بعدِ مراجعه از جنگ صفين - برخاسته نزد معاوية رفت ; وأبو أيوب انصارى را كه از أعاظم أصحاب بود واز خُلّص شيعه آن جناب ، عزل فرمود وخشونت فرمود وهجران أو كرد وعطاى أو بند ساخت تا آنكه از وى جدا شد وبه معاوية ملحق گرديد ; عقيل وأبو أيوب چه كمي دارند از أبو ذر وابن مسعود ؟ ! اگر عثمان در اين امر مورد طعن است حضرت أمير نيز شريك أو است ، معاذ الله كه ختنين پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم را كسى از أهل ايمان به طعن ياد كرده يا اين امر قبيح به خاطر أو گذرد . وقصور فهم خود است كه أمثال اين أمور را طعن فهميده شود ، ( سخن شناس ! نه دلبرا خطا اينجاست )
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( را ) آمده است .